ترانه: فريدون عليخاني
عجب اي دل عاشق توهم حوصله داري تو اين سينه نشستي هزار تا گله داري
يه روز عاشق نوري يه روزي سوت وكوري يه روز مثل حبابي يه روز سنگ صبوري
پر از شك هراسي هميشه بي حواسي پر از حرفي و خاموش يه قصه و فراموش
پر از راز نگفته يه كوله بار بر دوش يه بي طاقت خسته به انتظار نشسته
يه روز رفيق راهي سفر پاي پياده به اندازه ي عشقي پر از حرفاي ساده
واسه روزاي رفته سفر قصه ي خوبه چراغ روشن راه قشنگي غروبه
نظرات شما عزیزان: